مشاوره ژنتیک بزرگترین تست ژنتیک می باشد
با استفاده از آزمایشات ساده می توان ناقل بودن فرد را برای بعضی از بیماریهای ژنتیکی شایع در جمعیت یا منطقه خاص تشخیص داد
جهش ها باعث تغییرات مفید در ژن ها می شوند
همه افرادی که قصد ازدواج و بچه دار شدن دارند نیازمند انجام مشاوره ژنتیک هستند
با مشاوره ژنتیک سلامت خانواده و نسل آینده خود را بسازید
مشاوره ژنتیک بهترین هدیه به فرزندان آینده خود
شجره نامه خانوادگی مهمترین سند رسمی ژنتیکی برای نسل های آینده
ایمیل(payeshgc@yahoo.com)،امکان نشر بنر تبلیغاتی در سایت
مهمترین نکته ی بهتر دیده شدن در دنیای مجازی امروز تبلیغات گسترده در سطح اینترنت خواهد بود

پیوندهای وب سایت

پیگیری فرم شجره نامه

کانال تلگرام سایت

کانال اینستا

مشاوره ژنتیک آنلاین

 

 

ورود کاربران

آمار بازدیدکنندگان

516264
امروز
دیروز
ماه گذشته
کل بازدیدها
607
558
15551
516264

آی ‌پی شما: 54.196.190.32
پنج شنبه, 24 آبان 1397

تقسیمات میتوز و میوز:

میتوز:
 

در خلال تقسیم هسته ای یا میتوز، تغییرات فزاینده ای در ساختمان و ظاهر کروموزومها مشاهده می گردد. اگرچه میتوز یک پروسه ممتد می باشد اما برای سهولت مطالعه معمولا به چهار مرحله عمده تقسیم می گردد که عبارتند از:
پروفاز - متافاز - آنافاز - تلوفاز


پروفاز
اولین مرحله تقسیم میتوز، پروفاز می باشد که از مشخصه آن متراکم شدن کروموزوم ها، ناپدید شدن هستک و پوشش هسته، و تشکیل میکروتوبولهای دوک می باشد. اگر سلول دارای سانتریول باشد، همچنان که دوک تشکیل میشود دو سانتریول از یکدیگر جدا می شوند. کروموزومها بطور فزاینده ای کوتاهتر وضخیم تر می شوند و به همین علت در این مرحله توسط میکروسکوپ نوری قابل رؤیت می گردند. هر یک از این کروموزومها دارای دو کروماتید خواهری می باشند که از ناحیه سانترومر یا کینه تور(kinetochore) به یکدیگر متصل می باشند. در انتهای پروفاز، دوک میتوزی از یک قطب سلول به طرف قطب مقابل امتداد یافته و کروموزومها به طرف مرکز دوک مهاجرت می نمایند.
 
متافاز:
 
در مرحله متافاز، کروموزومها در وسط دوک که صفحه استوایی(equatorial plate) نامیده می شود مرتب گشته و در این زمان هر کروموزوم از محل سانترومر به رشته های دوک متصل می باشد. بعضی از رشته های دوک مستقیما از یک قطب سلول به قطب دیگر امتداد یافته و کروموزومی به آنها متصل نمی باشد. در این زمان دو کروماتید خواهری که از طریق سانترومر به یکدیگر متصل می باشند از هم جدا شده و به دو کروموزوم مستقل تبدیل می گردند که هر کدام به رشته هایی که از یکی از قطب های سلول منشاء گرفته اند متصل باقی می مانند.
 
آنافاز:
 
در این مرحله کروموزومها به طرف هریک از دو قطب متقابل سلول حرکت می نمایند و در اثر شروع فرایند سیتوکینز (cytokinesis) سلول به تدریج به دو نیمه تقسیم گشته و بدینوسیله دو گروه از کروموزومهای مکمل به طور فیزیکی جدا می گردند. اگرچه سیتوکینز فرایندی مستقل از تقسیم هسته سلول می باشد ولی بصورت هم زمان با آن صورت می پذیرد.
 
تلوفاز:
 
در آخرین فاز میتوز که تلوفاز نامیده می شود کروموزومها به دو قطب دوکها رسیده و در آنجا توده ای را تشکیل داده و بتدریج از حالت متراکم و فشرده خود خارج می گردند. در مرحله تلوفاز هستک مجدداً ظاهر می گردد و پوشش هسته نیز دوباره تشکیل شده و کروموزومها را محصور می نماید.




چرخه سلولی:



فاصله یا دوره ی بین میتوزهای متوالی به اینترفاز از چرخه سلولی نامیده میشود. در سلول هایی که به سرعت تقسیم می شوند، فاصله بین 16 تا 24 ساعت به درازا می کشد. اینترفاز با مرحلهG1 آغاز می شود که در خلال آن کروموزومها نازک و بلندتر هستند. این مرحله از نظر طولی بسیار متنوع است و برای تنوع در زمان نسلی بین جمعیت های سلولی متفاوت مسؤولیت دارد] این مرحله معمولا طولانی ترین مرحله چرخه سلولی است و برای برخی سلولها می تواند هفته ها و حتی ماه ها با درازا کشد[ ، سلولهایی که تقسیم سلولی در آنها متوقف شده است)مانند نورون ها(، معمولا در این مرحله متوقف می شوند و گفته می شوند که وارد یک مرحله غیرچرخه یی به نام G0 گردیده اند.مرحله G1 با مرحله)Sسنتز( که در آن همانندسازی DNA رخ داده و کروماتین هر کروموزوم همتاسازی می شود، دنبال می شود. این امر به تشکیل دو کروماتید که ساختار شکل X ویژه هر کوروموزوم را دارا هستند، می انجامد. فرایند همانندسازیDNA در نقاط چندگانه ی واقع در هر کروموزوم آغاز می شود.
جفت های همولوگ کروموزوم ها، معمولاً همزمان همتاسازی می شوند. هرچند همواره همانندسازی در یکی از کروموزوم هایX با تاخیر انجام می گیرد که کروموزومXغیرفعال است و کروماتین جنسی یا آنچه جسم بار نامیده می شود را شکل می دهد.
جسم بار را می توان در سلولهای سوماتیک فرد مؤنث و در مرحله اینترفاز مشاهده کرد.
مرحله اینترفاز توسط مرحله نسبتاً کوتاه G2 که در خلال آن کروموزوم ها در واقع برای تقسیم میتوزی بعدی فشردگی خود را آغاز می کنند، کامل می شود] شایان تاکید است که در خلال اینترفاز، سلول به سنتز پروتئین ها،RNA، چربی ها، کربوهیدارت ها در مرحله یS و سنتزپروتئین های بیشتر در مرحله ی G2 می پردازد.
 
میوز:
 
در این قسمت شرح مختصر وقایع عمده نوع دیگری از تقسیم سلولی که مختصراً در ارگانیزمهایی که تولید مثل جنسی دارنداهمیت ویژه ای دارد، ارائه می گردد.
میوز(meiosis) در ارگانیزمهای یوکاریوتی که سلولهای آنها دیپلوئید(2n) می باشند اتفاق می افتد.در این موجودات اطلاعات ژنتیکی موجود در هر کروموزوم سلول دیپلوئید در کروموزوم مشابه دیگری نیز یافت می گردد که به این دو کروموزوم، کروموزومهای یکسان یا *همولوگ* گفته می شود. سلولهای تناسلی که زیگوت را پس از عمل لقاح تشکیل می دهند هرکدام دارای فقط یک سری از کروموزومها می باشند و به این گونه از سلولها، هاپلوئید گفته می شود که به وسیله تقسیم میوز ایجاد می گردند. در خلال این نوع تقسیم، کروموزومهای همانندسازی شده بین چهار سلول دختر توزیع گشته و بنابراین هر هسته نصف کروموزومهای، سلول دیپلوئید را به دست می آورد.

*مراحل مختلف تقسیم میوز*
 
میوزI
 
میوز I بعنوان تقسیم کاهشی خوانده می شود، زیرا در خلال آن تعداد کروموزومها نصف می شود.
پروفاز I
کروموزومهای وارد شده به این مرحله از پیش و از طول خود به دو کروماتید که در سانترومر به هم متصل هستند، تقسیم شده اند. به استثنای کروموزومهای جنسی X و Y در میوز فرد مذکر، کروموزومهای همولوگ نیز جفت می شوند. تبادل قطعه های همولوگ بین کروماتیدها به عنوان نتیجه ای بنام کراسینگ اور یا نوترکیبی رخ میدهد.
در خلال پروفاز I در فرد مذکر، جفت شدن بین قطعه های همولوگ کروموزوم های X و Y واقع در نوک بازوهای کوتاه آنها رخ میدهد. این بخش از هر کروموزوم به ناحیه ی شبه اتوزومی (pseudoautosomal) معروف است.
مرحله ی پروفاز میوزI نسبتاً طولانی است و به نوبه ی خود میتواند به 5مرحله تقسیم گردد.
1- لپتوتن یا لپتونما(leptotene or leptonema)
به علت آغاز متراکم شدن کروماتین، کروموزومها به تدریج قابل رؤیت شده و هرکدام دارای دو کروماتید می باشند.
 
2- زیگوتن یا زیگونما(zygotene or zygonema)
 
کروموزومهای همولوگ پهلو به پهلوی یکدیگر قرار گرفته به طوریکه ژنهای هم ردیف در مقابل هم قرار می گیرند. این پدیده سیناپس(synapsis) نامیده می شود. بنابراین واحدی شامل دو کروموزوم همولوگ همانندسازی شده ایجاد می گردد که به آن بیوالانت(bivalent) یا تتراد می گویند. کراسینگ آور یا کیاسما به وسیله آندونوکلئازهایی که DNA را در محل های مربوطه بر روی دو کروماتید غیر خواهری در هر تتراد قطع می نمایند و متعاقباً انتهای آزاد این رشته های همولوگ در محلهای متفاوتی به یکدیگر اتصال می یابند، ایجاد می شود. در نتیجه عمل کراسینگ آور ترکیب جدیدی از ژنها بر روی کروموزومهای همولوگ ایجاد می گردد.
 
3- پاکیتن یا پاکی نما(pachytene or pachynema)
 
در خلال این مرحله کروماتیدها به علت تراکم مداوم و انقباض بیشتر قابل رؤیت می گردند.
به گفته دیگر] هر جفت از کروموزومهای همولوگ به نام بیووالانت محکم به هم می پیچند. کراسینگ اور رخ می دهد، یعنی در بین کروماتیدها نواحی همولوگ از DNA مبادله می شوند
 
4- دیپلوتن یا دیپلونما(diplotene or diplonema)
 
در این مرحله، جداشدن کروموزومهای نوترکیب همولوگ آغاز می شود، اگرچه در نقاطی که کراسینگ اور رخ داده و کیاسماتا نامیده می شوند، متصل به هم باقی می مانند. در میانگین، کروموزومهای کوچک، متوسط و بزرگ به ترتیب دارای یک، دو و سه کیاسماتا هستند. این ویژگی روی هم رفته تقریباً، مجموع40رویداد نوترکیبی را در هر میوز و در هر گامت موجب می شود.
 
5- دیاکینز(diakinsis)
 
به موازات کسب حداکثر فشردگی کروموزومها، جریان جداشدن جفت کروموزومهای همولوگ نیز شکل می گیرد.
 
متافاز I
 
در این مرحله دوکهای میتوزی تقریباً توسط همان مکانیزمی که در تقسیم میتوز عمل می نمایند، تشکیل می شوند و تتراد ها در سطح استوایی سلول مرتب می گردند. سانترومر های کروموزومهای همولوگ به رشته های دوک که از دو قطب مخالف سلول منشا گرفته اند اتصال می یابند.
 
آنافاز I
 
کروموزومهای همولوگ از یکدیگر جداشده و به طرف دو قطب متقابل دوک حرکت می کنند.
 
تلوفاز I

هر دست از کروموزومهای هاپلوئید به طور کامل و به سمت پایانه های مخالف سلول از هم جدا می شوند و برای تشکیل دو گامت دختری جدید معروف به اسپرماتوسیت های ثانویه یا اووسیت ها شکافته می شوند.
 
میوز II
 
پروفازII

وقایعی که مشخصه این مرحله می باشند مشابه پروفاز تقسیم میتوز است، با این تفاوت که هر هسته ی سلول فقط دارای نصف تعداد کروموزومهایی می باشد که در پروفاز اول وجود داشته است، بدین معنی که سلولها هاپلوئید می باشند. هر کروموزوم دارای همان دو کروماتید خواهری می باشند که قبل از پروفاز اول به وجود آمده اند به جز قطعاتی که طی فرایند کراسینگ اور جابجا شده اند.
 
متافاز II

وقایع این مرحله نیز مشابه اتفاقاتی است که در متافاز میوز رخ می دهد. کروموزومهای مضاعف به مرکز دوک مهاجرت نموده و به میکروتوبولهای دوک اتصال می یابند.
 
آنافاز II

در این مرحله همان وقایع آنافاز میتوز به وقوع می پیوندد ولی با آنافاز میوز اول متفاوت می باشد. در آنافاز دوم، کروماتیدهای خواهری به طور کامل از یکدیگر جدا می گردند و به طرف دو قطب مخالف دوک کشیده می شوند.
تلوفاز II

کروموزومهای جدا شده ای که در دو قطب سلول تجمع یافته اند به وسیله پوشش جدید هسته احاطه می گردند و تدریج تراکم و فشردگی خود را از دست می دهند. در اثر وقایع تقسیم میوز چهار سلول هاپلوئید تولید می گردد. در بسیاری از جانوران عالی و بعضی از گیاهان، میوز در دستگاه تناسلی ماده با تقسیم غیریکسان سیتوپلاسم همراه می باشد و در نتیجه یکی از دو سلولی که در تلوفاز اول ایجاد می گردد غیرفعال بوده که جسم قطبی نامیده می شوند و ممکن است وارد پروفازII نشود. در بعضی از ارگانیزمها مانند انسان، اجسام قطبی موز را کامل می کنند ولی غیرفعال می باشند. در خلال تولید اسپرماتوزوئید در دستگاه تناسلی نر، تقسیم سیتوپلاسم به تساوی انجام می گیرد ولی برای تبدیل اسپرماتیدها که کروی شکل و هاپلوئید می باشند،
به اسپرم فعال سیتوپلاسم باید مراحل تمایزی قابل ملاحظه ای را طی نماید.





سیتوکینز یا تقسیم سیتوپلاسم
 
در اکثر موارد، سلولهای یوکاریوتی دارای یک هسته می باشند و نسبت1:1 هسته و سلول با تقسیم همزمان سیتوپلاسم با هسته حاصل می گردد. تقسیم میتوز بدون تقسیم سیتوپلاسم در بسیاری از گونه ها اتفاق می افتد و سلول های چند هسته ای یا کوئنوسیتها(coenocyte) را به وجود می آورند. سلولهای ماهیچه مخطط، میسیلیوم کپکها و بعضی از سلولهای فلوئم گیاهان، مثالهایی از سلولهای چندهسته ای می باشند. بعضی از سلولهای یوکاریوتی نظیر اریتروسیتهای بالغ پستانداران فاقد هسته می باشند. عموماً سلولهای جانوری و بسیاری از سلولهای گیاهان پست توسط ایجاد شیاری در سیتوپلاسمی که بین دوهسته جدید قرارگرفته، به دو سلول تقسیم می گردند. در سلولهای گیاهی که دارای دیواره سلولی می باشند تقسیم سلولی به وسیله ایجاد صفحه سلولی انجام می پذیرد. این صفحه در اواخر آنافاز در مرکز دوک تشکیل می گردد و به طرف دیواره ی سلولی سلول در حال تقسیم پیشروی می کند تا نهایتاً آن را به دو نیمه تقسیم نماید.
 
نکات مهم میتوز و میوز:
 
- میتوز در سلول های سوماتیکی ( جسمی، تنی، غیرجنسی) رخ می دهد. اما میوز فقط در سلول های جنسی انجام می گیرد.
- میتوز یک فرایند تک مرحله ای منفرد است اما میوز دو تقسیم سلولی دارد، میوزI میوزII
- میتوز در تمام طول چرخه زندگی رخ می دهد اما میوز در انسان پس از بلوغ جنسی کامل می شود.
- میتوز برای فرایندهای رشد و ترمیم بکار می رود اما میوز برای ترکیبات جدید ژنی رخ می دهد.
- مرحله پروفاز میتوز معمولاً کوتاه است(30min) اما مرحله پروفاز میوزI طولانی و پیچیده است و برای کامل شدن سالها طول می کشد.
- در میتوز کروموزومهای همولوگ جفت نمی شوند اما در میوز کروموزومهای همولوگ جفت می شوند.
- در میتوز رخدادهای نوترکیبی کمیاب و غیرطبیعی است اما در میوز معمولاً رخداد نوترکیبی برای هر جفت همولوگ یکبار رخ می دهد.
- در میتوز از هر سلول دیپلوئید(2n) دو سلول دیپلوئید تشکیل می شود اما در میوز از هر سلول دیپلوئید دو سلول هاپلوئید(n) و در انتها چهار سلول هاپلوئید تشکیل می شود.
 
توجه داشته باشید که:
 
تقسیمات سلولی اولیه در گامتوژنز میتوزی هستند؛ میوز تنها در تقسیم نهایی رخ می دهد. بنابراین نمی توان گفت که میوز به گامت ها محدود شده و میتوز تنها در سلولهای سوماتیک رخ می دهد.
 
گامت زایی:
 
فرایند گامت زایی تفاوت های بنیادی را در فرد مذکر و مؤنث نشان می دهد. در صورت رخداد خطاهایی در این فرایند، نتایج کاملاً برجسته بالینی پیش می آید.
 
تخمک زایی:
 
تخمک های بالغ از اووگونی توسط ردیف پیچیده ای از مراحل بینابینی توسعه می یابند. اووگونی ها خود نیز از سلولهای زایشی پریموردیال توسط فرایندی درگیر در 20 تا 30 تقسیم میتوز که در خلال چند ماه نخست زندگی رویانی رخ می دهد، ایجاد می شود. با کامل شدن رویان زایی در سه ماه نخست زندگی در درون زهدان، اووگونی ها شروع به بالغ شدن در اووسیت های اولیه که تقسیم میوز را آغاز می کنند، می نمایند.
در هنگام تولد، همه اووسیت های اولیه وارد مرحله ای از توقف بلوغ که به دیکتیوتن معروف است، می شوند. آنها در این مرحله تا هنگام میوزI در زمان تخمک گذاری، یعنی زمانی که یک اووسیت ثانویه منفرد شکل می گیرد، به حالت تعلیق در می آیند. این رویکرد اکثر سیتوپلاسم را دریافت می کند. سلول دختری دیگر مربوط به تقسیم میوزI به طور عمده شامل یک هسته است که جسم قطبی خوانده می شود. سپس میوزII که در خلال آن لقاح می تواند رخ دهد، شروع می شود. دومین تقسیم میوز به تشکیل یک جسم قطبی دیگر منجر می شود.
محتمل است که فاصله ی بسیار طولانی بین شروع میوز و تکمیل نهایی آن تا50سال به درازا کشد، رقمی که برای شیوع و پایان رخداد افزایش یافته ی ناهنجاریهای کروموزومی در فرزندان متعلق به مادران مسن تر که از مستندات خوبی برخوردار است، توجیه می شود. اثرات تجمعی "تحلیل رفتن یا استهلاک ] اشاره بر فرایند طولانی مدت مرور زمان دارد[ بر اووسیت اولیه در خلال مرحله ی دیکتیوتن، احتمالاً تشکیل دوک سلولی و سازوکارهای ترمیم را آسیب می رساند و از این رو آنها را به عدم جدایی یا ناگسستگی مستعد می کند.
 
اسپرم زایی:
 
برخلاف تخمک زایی، اسپرم زایی فرایندی نسبتاً سریع با میانگین دوره یی 60 تا 65 روز است. در هنگام نوبلوغی، اسپرماتوگونی ها که پیشتر بطور تقریبی 30 تقسیم میوز را پشت سر نهاده اند، شروع به بالغ شدن به اسپرماتوسیت های اولیه ) که وارد میوزI شده و در شکل اسپرماتوسیت های ثانویه ی هاپلوئیدی ظهور می یابند( می نمایند. این اسپرماتوسیت ها سپس برای ایجاد اسپرماتیدها وارد تقسیم دوم میوز می گردند. اسپرماتیدها بدون تقسیم سلولی بعدی به اسپرماتوزوئیدهای بالغ که در هر منی انزال بین 100 تا 200 میلیون از آنها حضور دارد، تبدیل می شوند.اسپرم زایی فرایندی پیوسته است که در گیر بسیاری از تقسیمات میتوزی، احتمالاً سالیانه 20 تا 25 بار است؛ بنابراین اسپرماتوزوئید بالغ تولید شده از یک مرد 50 ساله یا مسن تر بخوبی قادر است دستخوش صدها تقسیم میتوز شود. اثر سنی پدری مشاهده شده برای جهش های غالب جدید با این مفهوم که بسیاری از جهش ها بعنوان نتیجه ای از خطاهای نسخه ی DNA در خلال میتوز ناشی می شوند، سازگار است.